خیلی بامزه

اربابى به مستراح رفت ، نوکرش را صدا زد که آفتابه را بیاور نوکر با عجله زیادى که داشت آب سماور را که جوش بود در آفتابه ریخته و فراموش ‍ کرد که قدرى آب سرد در آن بریزد و همینطور به دست ارباب داد، ارباب هم بدون توجه مقدارى از آب آفتابه را استعمال کرد، تمام مقعدش ‍ سوخت ، همینکه از مستراح بیرون آمد نوکرش را به باد داد کتک گرفت ، نوکر کتکها را مى خورد و زیر لب مى گفت : بزن ارباب حق دارى ، مى دانم کجایت مى سوزد

/ 1 نظر / 14 بازدید
آموزش رایگان برنامه نویسی

سلام دوست گلم من نمیخوام مثل بقیه تبلیغ کنم ولی اگر دنبال آموزش،برنامه نویسی و نرم افزار های مختلف هستی من می تونم سایت سورس باران رو بهت معرفی کنم چون انواع آموزش های مختلف فارسی بصورت کتاب و همچنین تصویری وجود داره که از این آموزش ها می تونم آموزش فتوشاپ،برنامه نویسی و حتی ساختن قالب نام برد. و بخش های مختلفی که شامل سورس های برنامه نویسی، دانلود نرم افزارهای مهم و کاربردی و کمیاب نام برد با سورس باران برنامه نویسی را معنایی دوباره بخشیم. یا علی